ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۸ 

کلمات کلیدی:
 
کنسرت استاد
ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٧ 

با عرض سلام و خسته نباشید به دوستان عزیز از سراسر این کره ی خاکی امروز با یه خبر خوب اومدم برای دوستان مقیم آلمان استاد بیژن مرتضوی توی آلمان کنسرت دارن برین و امید وارم بهتون خوش بگذره... شاد و پیروز باشید
 هر کسی هم اگر عکس داشت از کنسرت ارسال کنه تا با اسم خودش تو سایت قرار بدیم


کلمات کلیدی: بیژن مرتضوی ، ویلون
 
کانون هواداران بیژن مرتضوی
ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢۱ 

سلام دوستان

کلیه وبلاگ های اینجانب که در رابطه با استاد بیژن مرتضوی می باشد به آدرس زیر منتقل گردید.

www.bijanfans.com

از کلیه عزیزانی که خواهان عکس ها و پوستر و ... از استاد هستن خواهش می کنم در سایت کانون عضو شوند

موفق باشید

بای


 
یک پوستر تقدیم به دوستداران استاد
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱۸ 

پوستر استاد


کلمات کلیدی:
 
این ام پی تری را هم دانلود کنید
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٠ 

بهترین وزیبا ترین آهنگ بی کلام استاد بیژن را دانلود کنید

من خودم روزانه ۱۰۰ مرتبه گوشش می کنم

راستی بهترین قطعه ها را برای زنگ موبایل داره

 

دانلود آهنگ


کلمات کلیدی:
 
ویدئو جدید از استاد
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٩ 

واقعا با این کلیپ حال کنید و به علاوه زندگی
و یه دنیا تشکر از استاد به خاطر ساخت این اثر

راستی اسمشم      ؛من و تویی ؛ است

 


دانلود کلیپ


کلمات کلیدی:
 
سلام به دوستاران استاد بیژن
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۸ 
من احسان ربیعی هستم
و خیلی خوشحالم که می تونم توی وب لاگ استاد شریک باشم
و از اقا سعید هم متشکرم
البته سلام مخصوص هم خدمت استاد بیژن عرض می کنم
من تمام سعی خودم رو می کنم که بهترین وبلاگ باشیم
کلمات کلیدی:
 
درخواست کمک
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱۳ 

سلام دوستان
از دوستانی که تمایل دارن که تو نوشتن وبلاگ به بنده حقیر کمک کنن خواهش می کنم که در قسمت نظرات ایمل خودشون رو قرار بدن یا اینکه یه ایمل به بنده بفرستن

saeid@fadaeian.ir

با تشکر


کلمات کلیدی:
 
زود یاد بگیرید؟
ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢۸ 
مطلبی که پیش رو دارید، نوشته ای است از خانم سارا فریبرزی از مجله "strings" که ترجمه آن را می خوانید:سال گذشته قصد اجرای مجموعه ای از آثار موسیقی مجلسی را داشتیم و من تریوی هلن تافه سیویلیش (1980) را پیشنهاد کردم. به نظر ایده جالبی می آمد، اما زمانی که مشغول یادگیری آن شدیم، تازه فهمیدیم که کار بسیار سختی است. آثار دیگری برای جایگزینی داشتیم، اما فرصتمان بسیار کوتاه بود. درست یک هفته بعد از اولین تمرین کنسرت داشتیم و این قطعه برای همه ما جدید و سخت بود. باری سرعت بخشیدن به فرآیند یادگیری نمی توانستیم از آثار ضبط شده استفاده کنیم، چون سی دی این اثر هنوز منتشر نشده بود. هدف نهایی ما اجرای موسیقی تاثیرگذار در کنسرت بود، بنابراین ناچار بودیم بی وقفه کار کنیم.

همان طور که دن استپر، ویولونیست اول کوارتت لیدیان، می گوید، اجرای موسیقی با تمرین کم بسیار متداول است.“ اجبار به یادگیری یک قطعه آنسامبل با زمان کم، یکی از حقایق ناخوشایند زندگی حرفه ای موسیقی دان هاست و تقریبا مساله جدیدی هم نیست.”

تمرین، تمرین، تمرین
بنابراین چگونه می شود مفید و موثر تمرین کرد؟ قطعا تمرین مصرانه و جدی تک تک نوازندگان در منزل ضروری است. آنها باید پیش از اولین تمرین ارکستر، قسمتی را که خود اجرا می کنند به درستی بشناسند. این می تواند شروع خوبی برای اجرای ارکسترال اثر باشد. استپنر می گوید:“ ناگفته پیداست که نوازندگان باید حرفه ای باشند و قسمت های سخت تکنیکی را به خوبی در منزل ، پیش از اولین تمرین ،کار کنند.”

تمرین در منزل را تا جایی که می توانید خوب انجام دعید. این کار مخصوصا برای آثار معاصر که نوازندگان را به چالش جدیدی می کشد، بسیار مهم است. اگر برای مثال قطعه جدید با فواصل سخت یا غیر طبیعی را یاد می گیرید، سعی کنید این فواصل را کوتاه کنید. ان جفریز اعتقاد دارد این کار برای ساز های زهی هم می تواند به اندازه آواز مفید باشد.“ هنگام یادگیری یک قطعه جدید بعضی از نت های خیلی بالا را در تمرین یک اکتاو پایینتر اجرا می کنم. قطعات معاصر اغلب فواصل خیلی زیاد مانند نهم و دهم دارند که اجرای آن به علت تغییر رژیستر خیلی سخت است. اگر آنها را به صورت فواصل دوم و سوم تمرین کنید، اجرای بهتری خواهید داشت.

اجرای این “جهش ها” یک اکتاو پایین تر (یا بالاتر) گوش را برای رسیدن به نت صحیح آماده می کند. قدم بعدی اجرای مجزای این پرش هاست تا زمانی که به خوبی در ذهن نقش ببندند. پس از این کار می توانید به اصل قطعه باز گردید و آن را اجرا کنید. این کار به خصوص برای اجرای نت های غیر تونال بسیار مفید است. اگر از لحاظ کوک بودن و اجرای صحیح فواصل خیالتان آسوده باشد در اولین تمرین با ارکستر هم تحت تاثیر دیگر صداها قرار نمی گیرید.

با پارتیتور آشنا باشید
باید زمان تمرین در منزل تا حد امکان به تمرین در ارکستر شباهت داشته باشد،به همین جهت لازم است پیش از اولین تمرین پارتیتور را به خوبی بدانید. استپنر می گوید:“ همه نوازندگان حداقل باید علایم ریتمیک پارتیتور را به خوبی بشناسند. در این صورت رهبر مجبور نخواهد بود هنگام تمرین سکوت ها را بشمارد.”

رانیز زایدلر، نوازنده ویولون سل کوارتت زهی آردن، هم با این نظر موافق است:“ این کار برای مواقعی که زمان کمی داریم ،بسیار مفید است اما به تنهایی کافی نیست. اما این روش در صورتی واقعا سودمند خواهد بود که همه پارتیتور به درستی درک شودـ خواه اثر یک قطعه چالش انگیز معاصر باشد یا آثاری متعلق به قرون گذشته ـ.. متاسفانه همه به مسایل مهمی مانند هارمونی و سونوریته بی توجهی می کنند.”

در هر لحظه فقط به یک مساله فکر کنید
اولین بار است که این قطعه را تمرین می کنید؟
زایدلر معتقد است که باید از همان ابتدا به خوبی از عهده “ چیزهای بزرگ” برآیید. بررسی قسمت های سخت قطعه از مهم ترین کارهاییست که نوازنده باید انجام دهد.“ در مورد قطعات مدرن نظرات متنوعی وجود دارد و معمولا در مورد قسمت های مهم این آثار به توافقی کلی و عمومی نمی رسیم. آنها مانند جنگل های بکر و ناشناخته اند. به همین دلیل مهم این است که از همان ابتدا بدانید نهایتا این قطعه را به چه شکل می خواهید اجرا کنید. بهد از آن به برنامه ای دقیق و حساب شده احتیاج دارید.”

مارتا الیوت ، خواننده سوپرآنو ، پیشنهاد می کند اهدافتان را اولویت بندی کنید:“ سعی نکنید در یک لحظه همه چیز را انجام دهید. اگر قطعه سخت یا جدید است،به اعتقاد من باید ابتدا ریتم را بفهمید و بعد به سراغ دیگر قسمت های مهم بروید.” ما دیدیم که در مورد تریوی سیویلیش این کار خیلی مفید بود. همه متفق القول می گفتیم موومان اول اثر بسیار بحث برانگیز است و باید به آن توجه خاصی شود. واضح است که فواصل ریتمیک تکرار شونده به تمرین بیشتری احتیاج دارند. ما تمریناتمان را با آنها شروع کردیم، با تمپوی بسیار پایین، و مترونوم هم آنجا به عنوان داور حضور داشت.

زایدلر بر مفید بودن این تمرینات مصرانه تاکید می کند :“ اغلب کار کردن تنها روی یک مساله در هر لحظه بسیار مفید است. به سختی می توان همه به چیزا هم زمان توجه داشت. مثلا اگر زمانی که مشغول کار کردن روی ریتم هستید ناگهان متوجه شوید صدای ساز دقیق نیست و به کوک توجه کنید ، تمرکز خود را از دست می دهید. باید مسایل دیگر را، هر چند ضروری به نظر می رسند، به فرصتی بعد موکول کنید. سعی کنید نت ها را پیش از نواختن در ذهن خود اجرا کنید. این کار تمرین های خاصی می طلبد، اما ارزشش را دارد.”

بخش بندی کنید
یکی دیگر از پیشنهادهای عالی زایدلر، تقسیم قطعه به بخش های مختلف است. “ بخش بندی کردن قطعات واقعا مفید است، بخش ها و گذرهایشان را جداگانه مورد بررسی قرار دهید. ابتدا بخش ها را از نظر تمپو، سونوریته یا دینامیک به بهترین نحو که می توانید اجرا کنید. هنگام کار کردن روی یک بخش دولچه سعی کنید نرمترین صدا را از ساز خود بیرون آورید. بعد می توانید روی گذرها کار کنید.”

استپنر حتی پا را از این فراتر می گذارد:“آنالیز اجمالی اثر و تمرین در راستای خطوط آن یکی از کارهای بسیار مفید است که هنگام تمرین چه در فرصت مناسب و چه محدود به نوازنده کمک زیادی می کند. برای مثال اگر قطعه سونات باشد اول روی تم نخست و بعد تم دوم و در نهایت ریپراریز ( دوباره خوانی یک قسمت از آهنگ یا آواز، برگشت و تکرار یک تم.) آن کار کنید. معمولا افراد در برگشتی آثار آنها را بهتر در ک می کنند. اگر اثر روندو بود اول تمام بخش های A و بعد B را کار کنید. در مورد همه آهنگ ها به همین شکل عمل کنید، در این صورت زمانی که کل آهنگ را اجرا می کنید بهتر به قدرت آهنگساز پی می برید.”
کلمات کلیدی:
 
آرشه خمیده، بدعتی از تلمانی (I)
ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢٧ 
آرشه خمیده، بدعتی از تلمانی (I)


نام امیل تلمانی برای ویولونیست های امروزی نام آشنایی نیست، هرچند تلمانی در دوره فعالیت هنریش موضوع بحث بسیاری از جوامع هنری، بخصوص نوازندگان و سازندگان ویولون بوده است. حرکت انقلابی تلمانی در استفاده از آرشه ای خاص با وجود اینکه در آن روزها موج بزرگی از موافقان این طرح را بوجود آورد ولی به مرور این موج فروکش کرد؛ شاید امروز آنالیز این مسئله برای ما بیشتر از روی منطق باشد، تا نوازندگانی که آن دوره با اختراع این آرشه مواجه شدند و گاه نظرات احساسی در مورد این آرشه می دادند. همچنین نگاهی دوباره به آثار اجرا شده و داستان ساخت این آرشه تلمانی میتواند ایده هایی جدید را برای صدا گیری سازهای آرشه ای برای نوازندگان این سازها بوجود آورد.

در قرن بیستم کپنهاک مانند مغناطیسی موسیقیدانان را جذب میکرد، توجه به رفاه اجتماعی و تحصیلات و حمایت از هنرمندان باعث شده بود که بسیاری از موسیقیدانان بخش اعظم زندگی خود را آنجا بگذرانند؛ در کپنهاک آنها دسترسی به آلمان، چکسلواکی، اطریش و مجارستان داشتند که قلب موسیقی اروپا بوند؛ حتی حالا هم آنهایی که از قسمتهای شمالی به این شهر می آیند، احساس میکنند، در قلب اروپا هستند.

هیچ موسیقیدان مهاجری مانند ویولونیست مجارستانی امیل تلمانی (Emil Telmanyi) با دانمارک احساس نزدیکی نداشت که 80 سال آنجا زندگی کرد. تلمانی در سال 1892 در آراد(Arad) آنزمان واقع در مجارستان به دنیا آمد. (از 1918 این شهر به رمانی ملحق شد)

او در 13 سالگی در یک اجرای عمومی قطعه Streghe از پاگانینی را اجرا کرد و بزودی شاگرد Seno Hubay در آکادمی سلطنتی بوداپست شد. 6 سال بعد زندگی حرفه ای او در برلن شروع شد. او در ارکستر فیلارمونیک، در اولین اجرای اروپایی کنسرتو ویولون الگار شرکت داشت (که تا قبل از 1910 کامل شده بود). بعد از اروپا او به شمال آمریکا مسافرت کرد.

در 20 سالگی برای اولین بار به دانمارک سفر کرد که موسیقی Nielsen را شنید و اتفاقا با دختر همین آهنگساز به نام Anne Marie در سال 1918ازدواج کرد. تلمانی مرد پر انرژی و شجاعی بود که اثرات این اخلاق را در نوازندگی او میتوان دید.

بعد از 1929 به عنوان رهبر ارکستر او به اسکاندیناوی، آلمان، مجارستان، لهاستان، فرانسه و انگلستان مسافرت کرد. نزدیکی و دوستی او با پدر زنش (Carl Nielsen 1865-1931) از نامه او پیداست " بله! ما هر دو یکدیگر را درک میکنیم، من روحم را در دستان تو می گذارم و تو فقط می خواهم که قاضی قابل اعتماد کارهای ما باشی"(15 نوامبر 1925)

اجرای کنسرتو ویولون Nielsen در سال 1931 آخرین موسیقی ای بود که سازنده اش شنید! در سال 1936 برای بار دوم با آنت شیولر Annette Schaler که یک پیانیست حرفه ای بود ازدواج کرد؛ او همراه با همسر و سه فرزندش ایلونا، انیکا و میهالیکا به کشورهای اروپایی سفر کرده و با ارکستر 5 نفره زهی در دهه 59 اولین پنجگانه در سل ماژور ساخته Nielsen را ضبط کردند.

مهارت نوازندگی تلمانی بخوبی تا سنین پیری او وجود داشت. در 75 سالگی برای آخرین بار در محلی عمومی کنسرتو ویولن Nielsen را اجرا کرد. او به مدت دو سال در Arhusتدریس کرد. سالهای آخر عمرش را در شمال اروپا زندگی میکرد و در سال 1988، ده روز قبل از 96 سالگی اش فوت کرد.

جریان زندگی تلمانی با یک نوع جدید و خاص آرشه به یک پیشرفت غیر منتظره رسید که با آن ویولن سولوی یوهان سباستین باخ را نواخت. هدف این بود که نواختن ترکیبهای سیمی حجیم، پیچیده و چندصدایی باخ نواخته شود بودن اینکه قطعی هایی که آرشه های استاندارد امروزی موجب آن میشود.

تلمانی پیش قدم این کار بود و با آرشه جدیدی که برایش ساخته بودند در سه کنسرت 6 اثر باخ (سوناتها و پارتیتاها) را اول در بوداپست، سپس در وین و درسال 1917 در برلین نواخت. او این سری برنامه را در 1920 در کپنهاک تکرار کرد. کارهای سولوی باخ با تکنیک فوق العاده شان باعث شد منتقدان مختلف، نظرات مختلف و گاه متضادی را درباره این کار مطرح کنند.

بشنوید قسمتی از  سونات شماره یک با اجرای امیل تلمانی با آرشه خمیده و مقایسه کنید با  اجرای یاشا هایفتر از این اثر با آرشه های عادی ، صدای ویولون شبیه به ارگ کلیسا شده و توانایی آکورد گیری بصورت یکنواخت در چهار سیم را دارد.

تلمانی با استفاده از نکته هایی از نوشته های جرج موفات (1653-1704) به دست آورده بود، از آرشه ساز دانمارکی به نام Aren Hjorth خواست تا آرشه ای بسازد که خمی به بیرون و یک Frog متحرک بطوری که موهای آرشه قابل صفت یا شل شدن با شصت در طول اجرا باشند (مانند سیستمی که در آرشه سازهای خانواده کمانچه است)
برگرفته از سایت گفتگوی هارمونی